كتاب خوب هاي بد بد هاي خوب 1
Good-Bad-Bad-Good-Book-1
كتاب خوب هاي بد بد هاي خوب 1
نويسنده : سومان چيناني
مترجم : نعيمه حسيني
بخشي از كتاب خوب هاي بد بد هاي خوب يك
آگاتا نفسش را بیرون داد ازطلسم ها پسوکوتل استفاده کردم این یه جادوی قدرتمنده که از ساحرههای ملک الموتی گاوالدان یاد گرفتم اونها یه گروه کوچیکن که کنار رودخانه ی کالیس زندگی میکنن و نه تنها طلسم کنندگان قهاری هستن بلکه مهارتشون توی تو چی کار کردی آگاتا به طرفش برگشت و گفت طلسمها پسوکوتل راهش رو به سمت مغزت باز میکنه و مثل یه دسته زالو توی مغزت میخزه شناکنان توی تمام شکافهای مغزت رخنه میکنه تولید مثل میکنه چند برابر میشه و می.گنده وقتی به تمام کنجها و شکافهای مغزت چسبید... پیست همهی هوش و ذکاوتت رو میمکه و ازت یه احمق کودن کله پوک میسازه تدروس سرخ شد.
آگاتا به عقب برگشت و گفت یه نکته ی دیگه تأثیرش دائمیه وقتی تدروس داشت به دار زدن سنگسار کردن و روشهای دیگر مجازات زنان ساحره فکر میکرد آگاتا به پروفسور دووی که درباره ی اهمیت برهان اعمال خوب حرف میزد گوش میداد هر وقت که با نیت درست عمل خوب انجام میدین روحتون پاکتر میشه ولی اخیراً دانش آموزان خوب من عمل صالح رو به گونه ای انجام میدن که انگار یه وظیفه ی اجباری سخت و طاقت فرساست اونها بیشتر به خودشون غرورشون و سایز کمرشون اهمیت میدن بذارین بهتون اطمینان بدم که دوره ی پیروزی ما هر لحظه ممکنه به پایان برسه آگاتا گفت: البته تا وقتی مدیر مدرسه داستان نویس رو کنترل میکنه این اتفاق نمی افته پروفسور دووی بی صبرانه :گفت آگاتا مدیر مدرسه هیچ نقشی در اینکه داستانها چطور از آب درمیان ،نداره اون نمیتونه داستان نویس رو کنترل کنه آگاتا پاسخ داد به نظر من که به جادوگر ماهره
...
7 روز ضمانت بازگشت کالا
تضمين سلامت محصول
پشتیبانی کل هفته
ارسال به سراسر ایران
تومان
396,000
تومانموجودي: 1
ارسال رایگان برای خریدهای بالای يك ميليون تومان
محصولات مرتبط
جدیدترین و بروزترین محصولات
معرفی كتاب خوب هاي بد بد هاي خوب 1
كتاب خوب هاي بد بد هاي خوب 1
نويسنده : سومان چيناني
مترجم : نعيمه حسيني
بخشي از كتاب خوب هاي بد بد هاي خوب يك
آگاتا نفسش را بیرون داد ازطلسم ها پسوکوتل استفاده کردم این یه جادوی قدرتمنده که از ساحرههای ملک الموتی گاوالدان یاد گرفتم اونها یه گروه کوچیکن که کنار رودخانه ی کالیس زندگی میکنن و نه تنها طلسم کنندگان قهاری هستن بلکه مهارتشون توی تو چی کار کردی آگاتا به طرفش برگشت و گفت طلسمها پسوکوتل راهش رو به سمت مغزت باز میکنه و مثل یه دسته زالو توی مغزت میخزه شناکنان توی تمام شکافهای مغزت رخنه میکنه تولید مثل میکنه چند برابر میشه و می.گنده وقتی به تمام کنجها و شکافهای مغزت چسبید... پیست همهی هوش و ذکاوتت رو میمکه و ازت یه احمق کودن کله پوک میسازه تدروس سرخ شد.
آگاتا به عقب برگشت و گفت یه نکته ی دیگه تأثیرش دائمیه وقتی تدروس داشت به دار زدن سنگسار کردن و روشهای دیگر مجازات زنان ساحره فکر میکرد آگاتا به پروفسور دووی که درباره ی اهمیت برهان اعمال خوب حرف میزد گوش میداد هر وقت که با نیت درست عمل خوب انجام میدین روحتون پاکتر میشه ولی اخیراً دانش آموزان خوب من عمل صالح رو به گونه ای انجام میدن که انگار یه وظیفه ی اجباری سخت و طاقت فرساست اونها بیشتر به خودشون غرورشون و سایز کمرشون اهمیت میدن بذارین بهتون اطمینان بدم که دوره ی پیروزی ما هر لحظه ممکنه به پایان برسه آگاتا گفت: البته تا وقتی مدیر مدرسه داستان نویس رو کنترل میکنه این اتفاق نمی افته پروفسور دووی بی صبرانه :گفت آگاتا مدیر مدرسه هیچ نقشی در اینکه داستانها چطور از آب درمیان ،نداره اون نمیتونه داستان نویس رو کنترل کنه آگاتا پاسخ داد به نظر من که به جادوگر ماهره